أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
27
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
فروتر بودند در نهروانات جاى بداد ، و پيشه وران را در رود جوخى و جولاهگان را در شوش و شوشتر و حجامتگران را در بادرايا و باكسايا و بازرگانان را در اهواز و پزشكان را در سيروان ، كه دهكدهيى است در ماسبذان . و آنگاه كه قباد ، سرزمين كشور خويش را بر رسيد ، و مردم هر زمين را شناخت و شهرها را مساحى كرد و حدود را دانست و فرسنگها را شماره كرد ، براى اقامت خويش مداين را بگزيد ، چون نزديك روم بود . چه در آن روزگار ، انبار از شهرهاى روم بود . سپس با شتاب به ساختن مداين پرداخت و چنين مىبود كه هر چه از ديوار قصر مىافراشتند بادى وزيدن مىگرفت و آن را از جاى بر مىكند . قباد كس نزد بليناس * 62 ، طلسم دان سالخوردهء روم بفرستاد ، و فرمان بداد تا براى آفت هر جاى طلسمى * 63 بسازد و او را بگفت : از مداين آغاز كن . و هر طلسمى را چهار هزار درم مقرر بداشت . بليناس طلسمى بزرگ در ايوان بساخت و يازده طلسم ديگر در گرداگرد آن . طلسم بزرگ براى باد بود كه ديوار را از جاى مىكند . باد بايستاد و كار آن بنا به انجام رسيد . طلسمهاى ديگر ، براى كژدم و جراره و تب و تب ربع و درنده و كيك بود كه همه در آنجا كم شدند . طلسمى براى آن بود كه مردمان ، چه در حضور باشند يا نباشند ، تا پادشاه در ميان آنان است ، يگانه و متفق باشند . طلسم ديگر آن را بود كه پادشاهان ديگر كشورها ، حشمت پادشاهان عراق ( مداين ) نگاه دارند . و در دلشان هيبت اينان همى باشد « 1 » همهء اين طلسمها از چهار سويشان ، در چهل گزى ، گنجى قرار داده شده بود . گويند : در جهان ، هيچ بنايى آجرين ، از ايوان كسرى ، شكوهمندتر نيست . بحترى گويد : گويى ايوان كسرى ، با بناى شگفتانگيز خود ، مرغى است در حال پرواز ، در دماغهء كوهى بلند « 2 » . 217
--> ( 1 ) - در نسخهء عكسى : و طلسمى ديگر براى آنكه زنانشان دامن از بدكارگى به دور دارند . و طلسمى ديگر براى آنكه غلات و ميوههاشان فزون شود . ( ورق 97 آ ) ( 2 ) - در « المجانى الحديثه » ج 3 ، اين قصيده ذكر شده است ( نيز رك : تعليقات ) و اين بيت در ص 119 سطر 35 آن كتاب آمده است ، و در پاى صفحه معنايى براى آن آورده كه ما نپسنديديم .